
سرودههای من
عاشقان از رهِ لطفت به مرادی نرسیدند
عاشقان از رهِ لطفت به مرادی نرسیدند عارفان نعرهی مستانهی ما را نشنیدند مگرت راهِ نظر را دگری بر تو نیاموخت که نظر بر دلِ

عاشقان از رهِ لطفت به مرادی نرسیدند عارفان نعرهی مستانهی ما را نشنیدند مگرت راهِ نظر را دگری بر تو نیاموخت که نظر بر دلِ

من این سخن نه بگویم که سِّر دل باشد در این سراچه ی ترکیب، خون دل باشد اگر که رفته ام امشب ز دِیر، راه
آخرین دیدگاهها