
سرودههای من
مطرب بهراه بادیه ایمان نثار کرد
مطرب به راه بادیه ایمان نثار کرد شکر خدا که نوگلِ دستان بهار کرد از سوز سینه ی من و از آه نیم شب سنبل

مطرب به راه بادیه ایمان نثار کرد شکر خدا که نوگلِ دستان بهار کرد از سوز سینه ی من و از آه نیم شب سنبل

تا کی بُوَد انتظار، کار من وتو بر گردن روزگار، کار من و تو چون چرخ بچرخید غزالم برمید در گردش دیگرش، زمان من وتو

امشب براه کوی رُخَت جان نهادهایم جانی که بود، بر سر جانان نهادهایم در ره بر آمدیم چو از جای بر شدیم بر خاکِ راه
آخرین دیدگاهها